تبليغاتX
اینهمه خاطره رو چیکار کنم؟
نمی دانی تنهایی من چقدر بزرگ است

حتی اگر هزار سیب از دستهایم بچینی باز هم نمی دانی که

ریشه های این درخت تا چه عمقی از خاک فرو رفته اند

و حتی اگر صد بار پرنده شوی و صدها لانه بر شاخه هایم بسازی

باز هم سکوت سنگین نگاهم نمی شکند

کاش میدانستی تنهای ام چقدر بزرگ است

کاش...............

+ نوشته شده در  شنبه 25 شهریور1385ساعت 9:16  توسط صدف  | 

مثل تو در هیچ جای دنیا یافت نمیشود.

تو بهانه ای برای شکستن بغض های دلتنگی و تنهایی ام هستی.

تا کی باید تو را در لا به لای رویاهای شیرین کودکانه ام جستجو کنم؟

چند بهار دیگر باید بدون حضور سبز تو به خزان برسم؟

تو را به شمیم یاسهای کبود بیا که دیگر طاقت چشم انتظاری ندارم

+ نوشته شده در  پنجشنبه 16 شهریور1385ساعت 21:17  توسط صدف  | 

سرگردان و تنها در میان سکوت مبهم خیال بر دیوار خاطرات خوش دیروز تکیه زده ام

و بر روزهای پر احساس گذشته حسرت می خورم.

روزهایی که در کوچه باغ عشق شروع شد و در خزان جدایی به پایان رسید.

دیرگاهیست که قفل پنجره امید را در کوره راه های امید های ناتمام دلم جا گذاشته ام.

چقدر تلخ بود لحظه ی وداع در میان اشک و آه برای قلبی که شاید هرگر نفهمید چقدر

دوستش دارم.................

......... تو را من در روزی از روزهای دیروز

در ازدحام غم

فقط با کلام غریب خداحافظ ( از پشت تلفن )

برای همیشه از دست دادمو

با رفتنت فقط طلوع دلتنگی ها از عشق بریام به یادگار ماند و انتظاری بی پایان............

(چقدر دلم برات تنگ شده لیلی من )

   

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 9 شهریور1385ساعت 23:36  توسط صدف  | 

گاهی وقتا تو به دل واپسی عادت میکنی

به گلای قرمر کاغذی عادت میکنی

دل میبندی به هوای غربت و یادت میره

اون همه خاطره به بی کسی عادت میکنی

مث اون پرنده که اسیر دست قفسه

گاهی وقتا دلتو به آب و دون خوش میکنی

به گلا و آیینه های رنگی توی قفس

دلتو به آدمای مهربون خوش میکنی

اما گاهی که دلت خواب بهارو میبینه

میبینی که خیلی وقته دوری از پنجره ها

دوری و فاصله قلبتو آتیش میزنه

دوباره یادت میاد تموم اون خاطره ها

......................

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 6 شهریور1385ساعت 13:42  توسط صدف  | 

به پستوی خاطراتت سری بزن

آنقدر از کلمه ها دور بودهای که بعضی واژه ها سالهاست خوابیده اند

از "دوستت دارم" شروع کن

این بهترین کلام برای شروعی دوباره است

.................

دوستت دارم

+ نوشته شده در  شنبه 4 شهریور1385ساعت 13:12  توسط صدف  |