تبليغاتX
اینهمه خاطره رو چیکار کنم؟
اغلب اوقات می اندیشیم خوشبختی با ما فرسنگها فاصله دارد

تلاش میکنیم...........

تقلا میکنیم.......

خیلی چیزها را از دست میدهیم.

ولی افسوس................

زمانی می فهمیم خوشبخت بوده ایم که ابرهای سیاه

روی ماه خوشبختی را پوشانده است.

خوشبختی چشمک زدن ستاره..........

پرواز یک کبوتر ................

و ستایش خالق گیتی است.

اینطور نیست؟؟؟؟؟

........................

 

 

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 30 آبان1385ساعت 22:42  توسط صدف  | 

به تو که خوب میدانی کدامین حقیقت عشق را در نگاه مهربانت داری.

تو سر فصل تمام واژه های خوبی.........تعبیر تمام شعرهای ناب........

تفسیر قشنگ تمام ترانه های دلپذیر........

تو درک واقعی ترین حقیقت عشقی......نجیب ترین سرنوشت گل سرخ........

تو حقیقت محض دل منی...........

کسی که مرا تا خدای آسمانها میبرد.............

کسی که مرا به تفاهم آب و آیینه و شمعدانی مهمان میکند.

تو نهایت دل منی..........نهایت روح من

تو نوازش نسیم در کوچه های قلب منی.........

تو را دوست دارم که تو زیباترین آرزوی به واقعیت پیوسته ی منی.

دوستت دارم..............

...................

+ نوشته شده در  سه شنبه 23 آبان1385ساعت 16:47  توسط صدف  | 

سلام ای بهترین بهانه برای شکفتنم

در هوای تو میشود هر لحظه تازه بود

مثل صبح غزل .........

مثل حادثه ی عشق.........

مثل رسیدن نور........

در هوای تو میشود تا همیشه زلال بود

مثل نسیم سحرگاه.....

مثل چشمه سار محبت...

مثل بیکران تا بیکران آبی مهربانی.....

در هوای تو میشود هر دقیقه و هر ثانبه شعری نو سرود و ترانه بر لب جاری کرد.

هوای تو آنقدر صمیمی......

آنقدر لبریز ..... آنقدر خوب........

که میشود تفس جاری سپیده را تفسیر کردو به آرامش جادویی عشق رسید.

چه هوای خوبی است هوای تو نازنینم.........

....................

+ نوشته شده در  چهارشنبه 17 آبان1385ساعت 14:11  توسط صدف  | 

سلام بهترینم......

با روزگار بی من چه میکنی؟

با روزهای گذشته از پاییز؟

نمیدانی چقدر دلم برای چشمانت تنگ شده.........

دلم میخواهد فقط خواب چشمان تو را ببینم

هر شب نقش خیالت را نقاشی میکنم و

خیال آمدنت را به آغوش خسته میکشم......

قاب چشمانم پر از عکس ستاره های دور است.

منتظرم تا بیایی

بیایی تا سر بر شانه هایت بگذارم و

تو از دلتنگی هایم بکاهی..........

خودت گفتی

یادت هست؟؟؟؟

...................

+ نوشته شده در  یکشنبه 7 آبان1385ساعت 11:24  توسط صدف  |