X
تبلیغات
اینهمه خاطره رو چیکار کنم؟

اینهمه خاطره رو چیکار کنم؟

...........زندگی دفتری از خاطره هاست..........

شقایقم...

سلام دختر دریا...شقایقم....امشب اومدم به نیت تولد تو و مبارکی این شب برات میل بزنم..از خوبیهات بگم..از اینکه خیلی عزیزی...از خانومیت...از روزهایی که گذشت....خاطره هایی که ظهرهای دو شنبه داشتیم...از درس خوندناتو برنامه ریزی کزدن واسه کنکور و ازدواج یهوییت...پریدن تا سرزمینی دیگه.....

اومده بودم از مامانت تشگر کنم که تو رو بهمون داد...دستای بابات رو ببوسم که اونشب برات یه کارت اینترنت خرید و تو رو بهمون داد.....از شهرت که هروقت از اونجا میگذرم برای رسیدن به رشت یادت میکنم...از سرسبزیش...دریاش....

یه روز این راه رو کوبیده بودم که برم رودسر مریم رو ببینم....یه روز هم گذشتم تا برم رشت ستاره رو ببینم.....همش میگفتم جای شقایقم خالی...اگه بود میدیدمش...بوسه بارونش میکردم....اومده بودم برای تبریک به تو...به یه عالمه جمله های قشنگ....با یه دنیا عشق.....که توو لیست وبلاگهای دوستام دیدم ستاره اپ کرده...خوشحال....بدو...وبش رو باز کردم....ستاره ی من....من به فدای مادر بودنت...من به فدای نسترنت.....ستاره ی من....

شقایقم...امشب شب میلاد توست....طبق همون حرفهای قدیمی که میگن شب تولد ارزوهامون براورده میشن...ازت میخوام فقط برای ستاره ام دعا کنی.....

تولدت مبارک بانوی تمام خوبیها.....

+ نوشته شده در  دوشنبه 20 دی1389ساعت 20:31  توسط صدف  |