قبلنا دوست داشتم فراوون.شاید مدرک تحصیلیت به دلم نشسته بود شایدم زندگی ساده و بی شیله پیلت....کم کم از چشام افتادی.فکر کنم چهره ی نازیبات برتری پیدا کرد به دل مهربونت....به معرفتت....
کم کم پشت سرت بد گفتم...همرنگ جماعت شدم....چقدر از عقیدم دفاع میکردم جلوی دیگران...تا یکی میگفت تو خوبی من هزار تا دلیل میاوردم واسه بد بودنت....نمیدونم اصلا از کجا این حرفها رو یاد گرفته بودم!!! من سرم به زندگیم گرم بود و کاری به بقیه نداشتم....
حالا میبینم همه ی مردم شدن امامزاده و سید و سالار و سبز!!!! فکر میکردم برتری داره به تو....شاید چون چهرش قشنگتر بود..شاید چون تکیه گاهش یه مرد بیست میلیونی بود...شایدم چون شعارش حرفهای از جنس دیگه بود.....
نشستم پای حرفهاتون..بحث و مجادلتون....تو اومدی دلیل و مدرک آوردی و اون چیز چیز کرد...نفسش به شماره افتاد من انگار صدای قلبش رو میشنیدم....گفتن تو بد برخورد کردی و اون مدارا کرد....تو اهانت کردی و اون خشمش رو قورت داد....
روزهای بعدشم سراپا گوش بودم...همه جا حرف تو بود و اون....دلم یه جورایی جسارت تو رو دوست داشت....از اینکه خودت بودی و پشتت هیچکس نبود.....احساس میکردم اون اومده واسه سرپوش گذاشتن روو گند کله گنده ها.....
تا دیشب.....
چه چیزهایی که ندیدم!!!!! همه سبز!!!!یک در میون دختر و پسر ..دست توو دست هم.......دور میدون...صدای باند ماشین ها بلند...برف پاک کن ها با تبرک سبز میرقصدند!!!!!! گشت ارشاد تماشا میکرد!!!
میگن هر شب توو شهرک غرب عروسیشه!! اول شام و بعد بزن و بکوب!!!!دیشب هم که توو استادیم شده بودن ش *ا*ه و ف*ر*ح !!!!!
امشبم که توو شهر خودمون میگشتم دیدم میدون اصلی رو بستن و جلوی ستاد سبز ها بزن و بکوبیه که نگووو!!!!!!
اینه مملکتی که اون میخواد بسازه؟؟آزادی!!!!! یعنی این؟؟؟ سینماها رو که به گند کشیدن و هر غلطی میخوان میکنن !!!کوچه ی مامان اینا که شده فیلم س.....
متاسفم...