دل من....
مال من هستی و نیستی...گاهی نمیبینمت....در آفتابی ترین روزهایم فراموشت میکنم...یادم میرود که تو هم هستی و بیتاب میکوبی به دیوار سینه ام....همیشه در ابری ترین لحظه هایم و بارانی ترین دقایقم به دادم میرسی....
دل من...
هیچوقت تو را تنها برای خود نداشته ام..همیشه کسی بود که تو را با او قسمت کنم و سهمی از داشتنت به او بدهم....تا دلتگت میشوم و میخواهم مالکت باشم نگاهی از راه میرسد و باز من بیتاب میشوم.....
دل من.....
دلگیرم از این شبهای بی سپیده....از این روزهای کشدار کشتن.....دلگیرم از این باتومها و تن پوشهایی که نقوش نامنظم رویش دهن کجی میکند.....بیزارم از این کلاه های کج.....دلگیرم از هر چه رنگ..هر چه سبز....
دل من...
راه مهربانی را سد کرده اند.... سرخی لاله ها را از یاد برده اند .....چشمهای منتظر فراموش شدند....دلتنگم برای روزهای همدلی...برای دوستی و یکرنگی.....ایرانم را نمیفروشم....دختران و پسران زیبا و بلند قامت و مغرور سرزمینم را دوست دارم....سرخی خونشان را بر آسفالت خیابان نمیخواهم.....روی دست بردنشان را نمیخواهم.....به دادم برس دل من....
دل من....
دلم تنگ شده برای روزهای بیخبری...برای ثانیه های کسالت بار....برای لحظه هایی که تو عشق پمپاژ کنی و من غرق شوم در لذتی ناب.....تو چنگ بکشی و من بیقرار شوم...تو بکوبی و من لبریز شوم.....
دل من...
من لبخند میخواهم...شبهای امتحان و دلهره میخواهم...دیوار و زندان نمیخواهم.....مشت و کتک و شعار نمیخواهم.....اصلا آزادی هم نمیخواهم!!!!...من فقط لبخند میخواهم.....
به دادم برس دل من....
پ.ن.۱)خوشا ای دل بال و پر زدنت.......شعله ور شدنت.....
پ.ن.۲)فروغ هم به سهراب پیوست...... یادمان باشد برای آمرزش روحشان دعا کنیم.....
پ.ن.۳) معدل بیست گوارای وجودت نازنین مادر.....